فکور

تاريخ ، فلسفه ، ادبيات
سالشمار وقایع زندگی نیچه

Nietzsche1

۱۵ اکتبر ( ۲۳ مهر ) ۱۸۴۴:

فریدریش نیچه در بخش روکن، در نزدیکی تونزن، ساکسونی پروسی به دنیا می آید. پدرش، کارل لودویگ نیچه، پیشوای روحانی روستا و پسر یک پیشوای روحانی است؛ مادرش فرانزیسکا نیچه دختر پیشوای روحانی روستای مجاور پوبلس است. فریدریش نیچه اولین ثمره ازدواج آنها بود. آنها دو فرزند دیگر نیز به دنیا می آورند: الیزابت و ژوزف.

۱۸۴۹:

نیچه پدرش را به علت بیماری آنسفالو مالاسیا از دست می دهد.

۱۸۶۴:

نیچه به عنوان دانشجوی الهیات و واژه شناسی وارد دانشگاه بن می شود (۱۶ اکتبر)

۱۸۶۵:

در عید پاک ۱۸۶۵ تحصیل در رشته الهیات را (در نتیجه از دست دادن ایمانش به مسیحیت) رها می کند و در ۱۷ اوت بن را ترک گفته رهسپار لایپزیگ می شود. در پایان اکتبر یا شروع نوامبر یک نسخه از اثر شوپنهاور”  جهان به مثابه اراده و پنداره و تصور ” را از یک کتاب فروشی کتاب های دست دوم، بدون نیت قبلی خریداری می کند؛ او که تا آن زمان از وجود این کتاب بی خبر بود، به زودی به دوستانش اعلام می کند که او یک ‹‹شوپنهاوری›› شده است.

۱۸۶۷:

اولین اثر نیچه به چاپ می رسد: Zur Geschichte der Theognideischen Spruchsammlug

او به مدت یک سال برای خدمت در هنگ توپخانه ای ارتش فراخوانده می شود. در سرباز خانه به عنوان یک سوار کار ماهر شناخته می شود:

‹‹ در اینجا بود که نخستین بار فهمیدم که اراده زندگی برتر و نیرومند تر در مفهوم ناچیز نبرد برای زندگی نیست، بلکه در اراده جنگ اراده قدرت و اراده مافوق قدرت است!››

۱۸۶۸:

با ریچارد و اگنر ملاقات می کند و شیفته او می شود. اکنون واگنر و شوپنهاور با هم تر کیب می شوند تا به آنچه از لحاظ عاطفی دین جدید نیچه است، تبدیل گردند.

۱۸۶۹:

نیچه در بیست و چهار سالگی به استادی کرسی واژه شناسی Philology  کلاسیک در دانشگاه بازل و به عنوان آموزگار زبان یونانی در دبیرستان منصوب می شود. در ۲۳ مارس مدرک دکتری را بدون امتحان از جانب دانشگاه لایپزیگ دریافت می کند.

۱۸۷۱:

از دانشگاه بازل کرسی فلسفه در خواست می کند که پذیرفته نمی شود.

آثار نیچه:

۱۸۷۲: زایش تراژدی اولین اثر تالیفی نیچه به چاپ می رسد.

۱۸۷۳: تاملات نابهنگام I: دیوید اشتراوس

۱۸۷۴: تاملات نابهنگام II: درباره ی سودمندی و ناسودمندی تاریخ برای زندگی

تاملات نابهنگام III: شوپنهاور در مقام آموزگار

۱۸۷۶: تاملات نا بهنگام IV: ریچارد واگنر در بایرویت

۱۸۷۸: انسانی ، بسیار انسانی

۱۸۷۹: گزیده ی آرا و اندرزها ( اولین ضمیمه انسانی ، بسیار انسانی؛ انتشار در فوریه)

آواره و سایه اش ( دومین ضمیمه انسانی ، بسیار انسانی؛ انتشار در ۱۸۸۰)

۱۸۸۰: نگارش سپیده دم ( انتشار در ۱۸۸۱)

۱۸۸۱: نگارش دانش شاد ( انتشار در پاییز ۱۸۸۲)

۱۸۸۳: فوریه: نگارش بخش اول چنین گفت زرتشت

ژوئن: نگارش بخش دوم چنین گفت زرتشت

۱۸۸۴: نگارش بخش سوم چنین گفت زرتشت (ژانویه)

۱۸۸۵: نگارش بخش چهارم چنین گفت زرتشت (آوریل)

۱۸۸۶: فراسوی نیک و بد نوشته و منتشر می شود.

در سپتامبر و اکتبر پیشگفتارهایی برای چاپ جدید آثار پیشینش می نویسد

۱۸۸۷: تبارشناسی اخلاق نوشته و منتشر می شود.

۱۸۸۸: قضیه ی واگنر نوشته و منتشر می شود

اراده معطوف به قدرت رها می شود، ارزیابی دوباره ارزشها به جای آن به دست گرفته می شود.

غروب بتان نوشته و برای چاپ آماده می شود.

دجال و آنک انسان (زندگی نامه خود نوشت نیچه) نوشته می شود.

نیچه در مقابل واگنر و دیترامب های دیونیسوس گرد آوری می شود.

۱۸۸۹: ارزیابی دوباره همه ارزشها رها می شود. نیچه در کارلو آلبرتو، تورن، فرو می باشد (۳ ژانویه): هنگامی که به هوش می آید، دیگر از سلامت برخوردار نیست.

شامگاه بتان در آخر ژانویه، نیچه در مقابل واگنر به طور خصوصی، منتشر می شوند.

۱۸۹۰: مادر نیچه او را با خود به شماره ۱۸، وینگارتن، نومبرگ، باز می گرداند، و به تنهایی به مراقبت از او می پرازد.

۱۸۹۲: چاپ مجموعه آثار منتشر شده ی نیچه و گزیده ی یادداشت هایش

۱۸۹۴: در فور یه ‹‹آرشیو نیچه ›› در شماره ی ۱۸ وینگارتن بنیان نهاده می شود.

۱۸۹۵: دجال و نیچه در مقابل واگنر منتشر می شوند. الیزابت خواهر نیچه صاحب اختیار چاپ آثار نیچه می شود. فلج نیچه  که از لحاظ ذهنی کودک شده، آغاز می شود.

۱۸۹۶: الیزابت ‹‹آرشیو›› را به وایمار می برد.

۱۸۹۷: مادر نیچه می میرد (۲۰ آوریل)؛ الیزابت او را به وایمار منتقل می کند و او و آرشیو را در ویلا سیلبریک جای می دهد.

۱۹۰۰: نیچه در ۲۵ آگوست در وایمار چشم از جهان فرو می بندد.

Leave a Reply

فكور در :

آمار

ديدگاههاي اخير

  • HaMed: کار خوبی کردی...
  • HaMed: با ذکر منبع بله...
  • HaMed: چه اسم های جالبی گذاشتین. به نظر منم خاص هستن...
  • بهناز زیرکی فرد: اسم دخترای من الیزه و دزیره هست بعد از خوندن داستانش عاشق ش...
  • کیوان: به نظر من منظور نیچه این بوده که این موضوع یک راز سر به مهر ...