فکور

تاريخ ، فلسفه ، ادبيات

تمام نوشته هاي مربوط به تگ ’جملات عاشقانه‘

پرچم من
پیراهنت در باد تکان می خورد ،این  تنها پرچمی ست که دوستش دارم.
» بدون ديدگاه

آدم‌ها

یک زمانی

در یک جایی

ناخواسته خودشان را جا می‌گذارند و می‌روند …

» بدون ديدگاه
نیمه گمشده ؟

چه تلخ است بعد از سالها جست و جو , نیمه گمشده ات را کامل بیابی…

» بدون ديدگاه
عاشق !

روزی مجنون از روی سجاده شخصی‌ که در حال نماز بود عبور کرد مرد نمازش را شکست و گفت:مردک من در حال رازو نیاز با خدای خویش بودم مجنون با لبخند گفت:
من عاشق دختری هستم و تورا ندیدم !!!

تو عاشق خدایی و مرا دیدی….

» ديدگاه ۲
صدای پای تو

صدای پای تو که می روی ….صدای پای مرگ که می آید …..

حسین پناهی
» بدون ديدگاه
روزی خواهد رسید…

روزی خواهد رسید همچنان که در آغوش دیگری خفته ای…
به یاد من ستاره ها را خواهی شمرد تا آرام شوی.

» بدون ديدگاه
دوست داشتنت

بیا

و برای این دوست داشتنت فکری بکن

جا نمی شود در من !

» ديدگاه ۱
۵ / ۵ / ۹۰ (به یاد موندنی درست مثل تاریخش)

دیروز پنجم اَمرداد. یکی از به یاد موندنی ترین روزهای زندگیم بود.دیروز تصادف های قشنگی برام اتفاق افتاد. که همراه بود با روز تولدم.

بعضی وقت ها یه اتفاق ساده چقدر می تونه زندگی آدم رو عوض کنه. اونقدر ساده که باور نمی کنی و اونقدر روی زندگیت تاثیر میذاره که قابل وصف نیست.

و یه نفر چقدر می تونه بزرگ و متواضع باشه. اونقدر متواضع که پیشش احساس کوچیکی که نه؛ احساس کنی اصلا وجود نداری.

و بین بعضی چیزها چقدر فاصله ست. مثل فاصله از دست های تو تا موهای کسی که عاشقشی و روبروت نشسته. فاصله ای که نمیشه درکش کرد تا وقتی که تجربه اش نکنی.

و یه روز، چقدر می تونه به یاد موندنی باشه. مثل روزی که یکی میره و همه چیز تموم میشه و یا مثل روزی که یکی میاد و همه چیز شروع میشه.

و شروع، چقدر می تونه قشنگ باشه. وقتی با کسی شروع کنی که درکش می کنی و درکت میکنه.

» ادامه مطلب

» ديدگاه ۶
اگر روزی بین ماندن و رفتن شک کردی …

اگر روزی بین ماندن و رفتن شک کردی …
حتما برو
بی معطلی …
چون نمی بایست کار به شک می کشید
که بیاندیشی یا نیاندیشی !!!

» ديدگاه ۴
آدم هـا

آدم هـا می آینـد
زنـدگی می کننـد
می میـرنـد و می رونـد …
امـا فـاجعـه ی زنـدگی ِ تــو
آن هـنگـام آغـاز می شـود کـه
آدمی می رود امــا نـمی میـرد!
مـی مـــانــد
و نبـودنـش در بـودن ِ تـو
چنـان تـه نـشیـن می شـود
کـه تـــو می میـری
در حالـی کـه زنــده ای …

» ديدگاه ۲
بودنت

وقتی دلت با من نیست ، بودنت مشکلی را حل نمی کند ………

» ديدگاه ۷
سیب

گفت: حالت را نمی پرسم چون می دانم خوبی،

عکس هایت همه با لبخند اند !!
………
و نمی دانست
………
عکاس که می گوید سیب

من یادِ حماقتِ آدم می افتم و

پوزخند می زنم !

» بدون ديدگاه
بگو

آب؟
بگو آب
و من روی تنت باران ببوسم.

برو!
هرجا که می‌خواهی برو
اما
دورتر از یک نفس نرو.

آتش؟
بگو آتش
و من کف دست‌هایم را
روی پوستت شعله‌ور کنم.

کلمات را مثل گلبرگ
زیر پای تو می‌ریزم
که راه گم نکنی
و بر کاغذم بمانی.

رحم؟
تو بگو رحم کن
من خدا را بین نفس‌های تو
به التماس می‌اندازم.

عباس معروفی 

» ديدگاه ۱

آمار

ديدگاههاي اخير

  • HaMed: ایمیلت رو نگاه نمی کنی ؟...
  • HaMed: :D یه روز می خوره که دیگه دیره...
  • هدی: بهتر که نیومد.هنوز سرش به سنگ نخورده,...
  • هدی: سلام میگم حامدی انقدر دیر جواب میدی که آدم مجبور مبشه خودش...
  • HaMed: یه خورده خوندم. جالب بود. سعی میکنم بیشتر برم سراغ عبید.تو ...