فکور

تاريخ ، فلسفه ، ادبيات

تمام نوشته هاي مربوط به تگ ’عشق‘

سیب

گفت: حالت را نمی پرسم چون می دانم خوبی،

عکس هایت همه با لبخند اند !!
………
و نمی دانست
………
عکاس که می گوید سیب

من یادِ حماقتِ آدم می افتم و

پوزخند می زنم !

» بدون ديدگاه
بگو

آب؟
بگو آب
و من روی تنت باران ببوسم.

برو!
هرجا که می‌خواهی برو
اما
دورتر از یک نفس نرو.

آتش؟
بگو آتش
و من کف دست‌هایم را
روی پوستت شعله‌ور کنم.

کلمات را مثل گلبرگ
زیر پای تو می‌ریزم
که راه گم نکنی
و بر کاغذم بمانی.

رحم؟
تو بگو رحم کن
من خدا را بین نفس‌های تو
به التماس می‌اندازم.

عباس معروفی 

» ديدگاه ۱
چه رنجی است

اما چه رنجی است

لذت ها را تنها بردن

و چه زشت است

زیبایی ها را تنها دیدن

و چه آزار دهنده ای است

تنها خوشبخت بودن!

در بهشت تنها بودن سخت تر از کویر است.

 

دکتر شریعتی
» ديدگاه ۷
کسی به در کوبید

کسی به در کوبید

بلند شد

موهایش را مرتب کرد
در را باز کرد

باد بود

برگشت
آشفته مو

شهاب مقربین
» بدون ديدگاه
خنده‌ات، مهربانی‌ات، عشقت

رفت اما نگو وفا که نداشت
دوستت تا کجا…کجا که نداشت
رفت رنج تو بیشتر نشود
قصد رنجاندن تو را که نداشت
همه تنها گذاشتند او را
خواست عاشق شود، وبا که نداشت
خواست از عشق تو فرار کند
دل بیچاره، دست و پا که نداشت
خنده‌ات، مهربانی‌ات، عشقت
غم و غصه یکی دو تا که نداشت
او گذشت از که بود یا که نبود
بگذر از این که داشت یا که نداشت..

 

» بدون ديدگاه
صدای تو

گوش هایم درد می کند
از بس که گشتم
دنبال ِ صدای ِ تو
که صدایم بزنی
و
من
برگردم از خودم…

منبع
» ديدگاه ۱
دنیای مردگان

متاسفانه بیشتر آدم ها مرده اند. زمانی مردند که گرفتار روزمرِگی شدند. مرگ های دسته جمعی و هراس انگیز که هر روز بر تعداد این مردگان افزوده می شود و همه جا بوی تعفن شان پیچیده است و به هر سوراخی که می خزی باز هم در امان نیستی و موج انبوهی از این مردگان بر سرت خراب می شود و جالب این است که تو را مرده خطاب می کنند. و بر تو ایراد می گیرند.

» ادامه مطلب

» بدون ديدگاه
راز عشق ورزیدن …

راز عشق ورزیدن به هر چیز ، درک این جمله است : شاید از دست برود …

منبع

» ديدگاه ۳
چرا هیچوقت باور نکردم ؟

پسر به دختر گفت اگه یه روزی به قلب احتیاج داشته باشی اولین نفری هستم که میام تا قلبمو با تمام وجودم تقدیمت کنم.دختر لبخندی زد و گفت ممنونم
تا اینکه یک روز اون اتفاق افتاد..حال دختر خوب نبود..نیاز فوری به قلب داشت..از پسر خبری نبود..دختر با خودش میگفت :میدونی که من هیچوقت نمیذاشتم تو قلبتو به من بدی و به خاطر من خودتو فدا کنی..ولی این بود اون حرفات..حتی برای دیدنم هم نیومدی…شاید من دیگه هیچوقت زنده نباشم.. آرام گریست و دیگر چیزی نفهمید…

» ادامه مطلب

» ديدگاه ۵
دوست داشتن…

من تو را دوست دارم..

 تو, دیگری را..

دیگری, دیگری را..

 و این چنین است که ما تنهاییم..

دکتر شریعتی
» ديدگاه ۲
مرده های درون ذهن

رامین می گفت مرده نمی شه روی زمین بمونه . نباید بمونه.

یک سری آدم ها هم توی زندگی ما بودن و رفتن . شاید با مرده دیگه هیچ فرقی ندارن چون می دونیم هیچ وقت بر نمی گردن . اون ها رو هم بالاخره باید یه جایی توی ذهنت دفن کنی . نمی تونی همیشه دنبال خودت بکشونی.

راست می گفت. اما من نمی تونم. نمی دونم تا کی می خوام  مرده ام رو با خودم ببرم؟

می گفت بعضی راه ها وقتی می بینی بن بسته باید بر گردی، بدون کوله بار، همه چیزت رو بذاری و فقط…برگردی. به خاطر آینده…

HaMed

» بدون ديدگاه
۲۷ / ۴ (سالگرد)

دوباره این تاریخ اومد و رفت . امسال هفتمین بار بود ، هفتمین سال.  چقدر زود گذشت . انگار همین چند روز پیش بود که اون حس عجیب که همه ازش حرف می زنند و کمتر کسی درکش کرده رو شناختم . فکر می کردم بزرگ شدم .اما الان روزی هزار بار آرزو می کنم کاش می شد زمان برگرده و اون موقع تجربه ی الان رو داشتم اما افسوس که زمان بر نمی گرده و ما محکوم به ، بیاد آوردن هستیم …

اما بعد از هفت سال چی رو می شه بیادآورد . چی مونده که بخوای بیاد بیاری ؟

HaMed

» بدون ديدگاه
عشق و بخشش

عفو هر کس به اندازه ی عشق اوست، بخشنده ها عاشقند.

لاروشر فکود

کسانی خوشبخت هستند که فکر و اندیشه شان بسوی چیزی غیر از خوشبختی خودشان است.

استوارت میل

می توانی تو به لبخندی این فاصله را بر داری…

» ديدگاه ۱

آمار

ديدگاههاي اخير

  • HaMed: ایمیلت رو نگاه نمی کنی ؟...
  • HaMed: :D یه روز می خوره که دیگه دیره...
  • هدی: بهتر که نیومد.هنوز سرش به سنگ نخورده,...
  • هدی: سلام میگم حامدی انقدر دیر جواب میدی که آدم مجبور مبشه خودش...
  • HaMed: یه خورده خوندم. جالب بود. سعی میکنم بیشتر برم سراغ عبید.تو ...