فکور

تاريخ ، فلسفه ، ادبيات

تمام نوشته هاي مربوط به موضوع ’با هم بیاندیشیم‘ :

پارسی را پاس بداریم

نرم افزار پارسی را پاس بداریم

دوستان پارسی گوی و یا کسانی که دوست دارند واژگان پارسی به کار ببرند می توانند این نرم افزار را از اینجا دریافت کرده و نصب نمایند. هر واژه ای که در این نرم افزار وارد شود برابر پارسی آن را به شما نشان می دهد.

parsi ra pas bedarim

 

» ديدگاه ۸
در ستایش گیاه خواری

حمایت از حیوانات

این است گوشت گاو، گوسفند و پرندگان. چقدر ترسناک می باشد. این بوی خون می دهد. این از کشتار سخن میراند. اگر کسی می اندیشید، جرات نمی کرد سر سفره بنشیند.

فابر
از کتاب فوائد گیاه خواری – نوشته صادق هدایت
» بدون ديدگاه
کودکی چه زیبابود

راستی… خدایا،
دختر بچه ی کودکیم کجاست؟! چه بر سر او آمد؟
هنوز هم با آن لبخند زیبا و چشم های پاک و بی ریاست،
وقتی دکمه های پیراهنم را می بست؟ یا او هم بزرگ شده…؟!
شاید یکی مثل همین عروسک ها…
چشم های هوس انگیز ریمل کشیده و لب های شهوانی رژ زده! آخر کجایش زیباست؟!
چقدر دلم می خواهد به دختر بچه ی کودکیم می گفتم که:
“آن وقت ها، چشم ها و لبخند های کودکی اش چقدر زیباتر بود!”

» ديدگاه ۴
عاشق !

روزی مجنون از روی سجاده شخصی‌ که در حال نماز بود عبور کرد مرد نمازش را شکست و گفت:مردک من در حال رازو نیاز با خدای خویش بودم مجنون با لبخند گفت:
من عاشق دختری هستم و تورا ندیدم !!!

تو عاشق خدایی و مرا دیدی….

» ديدگاه ۲
چه کسی واقعا…

مردی در عالم رویا فرشته ای دید که در یک دستش مشعل و در دست دیگرش سطل آبی گرفته بود و در جاده ای تاریک راه می رفت. مرد جلو رفت و از فرشته پرسید: این مشعل و سطل آب را کجا می بری؟ فرشته جواب داد: می خواهم با این مشعل بهشت را آتش بزنم و با این سطل آب، جهنم را خاموش کنم. آن وقت ببینم چه کسی واقعا خدا را دوست دارد ؟

» ديدگاه ۶
نتیجه گیری

شرلوک هولمز کارآگاه معروف و معاونش واتسون رفته بودند صحرا نوردی و شب هم

چادری زدند و زیر آن خوابیدند. نیمه های شب هولمز بیدار شد و آسمان

رانگریست. بعد واتسون را بیدار کرد و گفت: نگاهی به آن بالا بینداز و به

من بگو چه می بینی؟

واتسون گفت: میلیونها ستاره می بینم .

هولمز گفت: چه نتیجه میگیری؟

واتسون گفت:

ازلحاظ روحانی نتیجه می گیرم که خداوند بزرگ است و ما چقدر در این دنیا حقیریم.

از لحاظ ستاره شناسی نتیجه می گیریم که زهره در برج مشتری است، پس باید

اوایل تابستان باشد.

از لحاظ فیزیکی، نتیجه میگیریم که مریخ در مواذات قطب است، پس ساعت باید

حدود سه نیمه شب باشد.

شرلوک هولمز قدری فکر کرد و گفت:

واتسون تو احمقی بیش نیستی. نتیجه اول و مهمی که باید بگیری اینست که

چادر ما را دزدیده اند!!!

» بدون ديدگاه
کلاغ و طوطی

کلاغ و طوطی هر دو سیاه آفریده شدند ، طوطی به خدا شکایت کرد و کلاغ راضی بود ، طوطی زیبا شد و همیشه در قفس ، کلاغ سیاه ماند و همیشه آزاد.

» ديدگاه ۱
تفاوت بچه ها با ما

بچه ها به پنج دلیل دوست داشتنی اند:
۱_گریه می کنند چون گریه کلید بهشته.
۲_قهرکه می کنند زود آشتی می کنند چون کینه ندارند.
۳_چیزی که می سازند زود خراب می کنند چون به دنیا دلبستگی ندارند.
۴_با خاک بازی می کنند چون تکبر ندارند.
۵_خوراکی که دارند زود می خورند و برای فردا نگه نمی دارند چون آرزوهای دراز ندارن…

» ديدگاه ۳
لطف خدا

مردمان از بالا چشم انتظار دارند

اما به هنگام بارش

 به یک باره تمام آب های جهان فرو می ریزد.

 

همیشه همینه یا بارون نمیاد تا خشکسالی بشه یا اونقدر میاد که سیل همه چیز رو ببره.

» بدون ديدگاه
بهای دیدن

بگذار دیدن، تو را با دردها آشنا کند

اما هرگز کوری را به خاطر آرامش تحمل نکن

» بدون ديدگاه
ثروتمندتر از بیل گیتس

از بیل گیتس پرسیدند: از تو ثروتمند تر هم هست؟

گفت: بله فقط یک نفر.

– چه کسی؟

– سالها پیش زمانی که از اداره اخراج شدم و به تازگی اندیشه‌های خود و در حقیقت به طراحی مایکروسافت می اندیشیدم، روزی در فرودگاهی در  نیویورک بودم که قبل از پرواز چشمم به نشریه ها و روزنامه ها افتاد. از تیتر یک روزنامه خیلی خوشم اومد، دست کردم توی جیبم که روزنامه رو بخرم دیدم که پول خرد ندارم. خواستم منصرف بشم که دیدم یک پسر بچه سیاه پوست روزنامه فروش وقتی این نگاه پر توجه مرا دید گفت این روزنامه مال خودت؛ بخشیدمش؛ بردار برای خودت.

گفتم: آخه من پول خرد ندارم!

گفت: برای خودت! بخشیدمش!

» ادامه مطلب

» ديدگاه ۸
پرنده خار زار

درافسانه ها آمده است که پرنده ای تنها یکبار در عمر خودمی خواندو چنان شیرین می خواند که هیچ آفریده ای بر زمین به پای او نمی رسد.
از همان دم که از لانه خود بیرون می آید در پی آن می شود که شاخه های پر خاری بیابد و تا آن را نیابد آرام نمی گیرد.
آنگاه همچنان که در میان شاخه های وحشی آواز سر می دهد بر بلند ترین و تیز ترین خار می نشیند و در حال مرگ با آوازی که از نوای بلبلان و چکاوکان فراتر می رود رنج جان کندن را زیر پا می گذارد.
آوازی آسمانی که به بهای جان او تمام می شود.
همه عالم برای شنیدن آوازش بر جای خود میخکوب می شوند و خداوند در ملکوت آسمان لبخند می زند.
آخر تا رنجی گران نباشد گنجی گرانبها یافت نگردد… آری آن افسانه چنین می‌گوید.

بر گرفته از رمان برجسته “پرنده خارزار” ، اثر کالین مکالو
منبع

» ديدگاه ۲
نفهمیدن

فهمیدن و نفهمیدن

تو هرچه می خواهی باش ، اما … آدم باش !!!

چقدر نشنیدن ها و نشناختن ها و نفهمیدن ها است که به این مردم،

آسایش و خوشبختی بخشیده است !!!

مگر نمی دانی بزرگ ترین دشمن آدمی فهم اوست؟

پس تا می توانی خر باش تا خوش باشی.

امروز گرسنگی فکر ، از گرسنگی نان فاجعه انگیزتر است .

برای خوشبخت بودن ، به هیچ چیز نیاز نیست جز به نفهمیدن !

» ديدگاه ۲
انیشتین بر سر سفره هفت‌سین

 درسهای دکترحسابی به انیشتین بر سر سفره هفت‌سین

در زمان تدریس در دانشگاه پرینستون دکتر حسابى تصمیم مى‌گیرد سفره هفت سینى براى انیشتین و جمعى از بزرگترین دانشمندان دنیا از جمله «بور»، «فرمى»، «شوریندگر» و «دیراگ» و دیگر استادان دانشگاه بچیند و آنها را براى سال نو دعوت کند…
آقاى دکتر خودش کارتهاى دعوت را طراحى مى‌کند و حاشیه آن را با گل‌هاى نیلوفر که زیر ستون‌هاى تخت جمشید هست تزئین مى‌کند و منشا و مفهوم این گلها را هم توضیح مى‌دهد. چون مى‌دانست وقتى ریشه مشخص شود براى طرف مقابل دلدادگى ایجاد مى‌کند.

  » ادامه مطلب

» ديدگاه ۸
شخص فضول

شخص فضولی به ملانصرالدین گفت: همسایه ات عروسی دارد.
ملا گفت: به من چه!
آن شخص گفت: شاید برای شما شیرینی و شام بیاورند.
ملا گفت: به تو چه!

» بدون ديدگاه

فكور در :

آمار

ديدگاههاي اخير

  • HaMed: کار خوبی کردی...
  • HaMed: با ذکر منبع بله...
  • HaMed: چه اسم های جالبی گذاشتین. به نظر منم خاص هستن...
  • بهناز زیرکی فرد: اسم دخترای من الیزه و دزیره هست بعد از خوندن داستانش عاشق ش...
  • کیوان: به نظر من منظور نیچه این بوده که این موضوع یک راز سر به مهر ...